قدرت تفکر واگرا: چگونه ذهنی خلاق پرورش دهیم؟

مقدمه

آیا ممکن است ما روش فکر کردن را اشتباه آموزش داده باشیم؟ در سیستم‌های آموزشی سنتی، معمولاً کسی تشویق می‌شود که سریع‌ترین پاسخ درست را بدهد و نه کسی که ایده‌های اصیل‌تری دارد. اما خلاقیت نیاز به چیزی فراتر از سرعت دارد—آن نیازمند تفکر واگرا است؛ توانایی تولید چندین راه‌حل برای یک مسئله، جستجو برای مسیرهای مختلف، و بازتعریف مشکلات. در واقع، تفکر واگرا یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها برای خلاقیت است و خبر خوب این است که این مهارت قابل آموزش و پرورش است.

۱. تفکر واگرا چیست؟

تفکر واگرا فرایند شناختی تولید چندین راه‌حل ممکن برای یک مشکل یا چالش است. این نوع تفکر برخلاف تفکر همگرا است که به دنبال یک پاسخ درست و مشخص می‌گردد.

“تفکر واگرا از یک نقطه مرکزی آغاز می‌شود و به بیرون گسترش می‌یابد، برخلاف تفکر همگرا که ایده‌ها را به سوی یک نتیجه واحد جمع می‌کند.”

این فرایند باعث می‌شود که افراد به جستجو برای گزینه‌های جایگزین، پذیرش ابهام و بازتعریف مشکلات بپردازند—همه این‌ها اجزای اساسی خلاقیت هستند.

۲. چرا تفکر واگرا اهمیت دارد؟

در محیط‌های آموزشی و حرفه‌ای که استانداردسازی و کارآیی در اولویت قرار دارد، تفکر واگرا معمولاً به‌درستی پرورش نمی‌یابد. اما ارزش این نوع تفکر بسیار زیاد است:

  • نوآوری را تحریک می‌کند و راه‌حل‌های غیرمنتظره را کشف می‌کند.
  • مهارت حل مسئله را تقویت می‌کند و مسیرهای مختلف پیش رو را نشان می‌دهد.
  • تطبیق‌پذیری را افزایش می‌دهد، که در دنیای امروز که سریعاً در حال تغییر است، مهارتی حیاتی به شمار می‌آید.
  • با آموزش ذهن برای جستجو و بررسی گزینه‌های مختلف، تاب‌آوری را تقویت می‌کند.

خلاقیت زمانی شکوفا می‌شود که از خود نپرسیم ‘پاسخ درست چیست؟’ بلکه از خود بپرسیم ‘چه چیز دیگری می‌تواند باشد؟’

۳. اندازه‌گیری تفکر واگرا: چهار ویژگی اصلی

بر اساس مدل جی. پی. گیلفورد، چهار ویژگی کلیدی را برای تفکر واگرا معرفی می‌کند:

الف. روانی (Fluency)

توانایی تولید ایده‌های متعدد در کمترین زمان.

مثال: نام بردن از ۱۵ استفاده مختلف برای یک گیره کاغذ در یک دقیقه.

ب. انعطاف‌پذیری (Flexibility)

توانایی تغییر بین دسته‌ها یا رویکردهای مختلف.

مثال: فکر کردن به گیره کاغذ به‌عنوان ابزاری، دکوری، وسیله‌ای برای باز کردن قفل یا پایه‌ای برای مجسمه‌سازی.

ج. اصالت (Originality)

تمایل به تولید ایده‌های غیرمعمول یا نو.

مثال: پیشنهاد این که گیره کاغذ را ذوب کرده و به سوزن تتو تبدیل کنیم.

د. گسترش (Elaboration)

مهارت توسعه و جزئیات دادن به یک ایده.

مثال: ایجاد یک روش گام به گام برای تبدیل گیره کاغذ به یک استند گوشی.

این ویژگی‌ها قابل اندازه‌گیری و مهم‌تر از همه قابل آموزش هستند. با تمرین و بازخورد، دانش‌آموزان می‌توانند تفکر واگرا را تقویت کنند، صرف‌نظر از سطح ابتدایی آن‌ها.

۴. تکنیک‌های کلاس برای آموزش تفکر واگرا

مجموعه‌ای از روش‌های عملی را که در برنامه آموزش خلاقیت استفاده میشود. این‌ها شامل:

الف. تمرین استفاده‌های غیرمعمول

به دانش‌آموزان یک شیء روزمره (مانند آجر یا قاشق) داده می‌شود و از آن‌ها خواسته می‌شود تا هر چه بیشتر استفاده‌های متفاوت برای آن ارائه دهند.
این تمرین روانی و اصالت را تقویت می‌کند.

ب. سناریوهای “اگر؟”

سؤالات فرضی مانند: “اگر گرانش برای یک ساعت متوقف می‌شد، چه اتفاقی می‌افتاد؟”
این روش باعث تشویق حل خلاقانه مسائل و به چالش کشیدن مفروضات می‌شود.

ج. شروع داستان

یک داستان را شروع کرده و از دانش‌آموزان خواسته می‌شود که چندین پایان مختلف برای آن بنویسند.
این تمرین انعطاف‌پذیری و گسترش ایده‌ها را تقویت می‌کند.

د. بازی‌های پرسشی

تصویری را به دانش‌آموزان نشان دهید و از آن‌ها بخواهید تا بیشترین تعداد ممکن از سؤالات را در مورد آن تصویر مطرح کنند.
این تمرین کنجکاوی را تقویت کرده و تمرکز را از پاسخ‌ها به پرسش‌ها می‌برد.

تمامی این تکنیک‌ها تأکید دارند بر فرایند و نه محصول نهایی. هدف این است که ذهنیت‌های تفکر گسترش یابد و نه اینکه به دنبال پاسخ “درست” باشیم.

۵. چگونه معلمان می‌توانند تفکر واگرا را تقویت کنند؟

رفتارهای مختلفی که می‌توانند به تقویت یا تضعیف تفکر واگرا کمک کنند:

رفتارهای حمایتی:

  • تشویق سؤالات باز و پایان‌نیافته.
  • ایجاد فضایی برای چندین پاسخ درست.
  • پذیرش اشتباهات به‌عنوان بخشی از فرایند یادگیری.
  • ارزش‌گذاری بر صدای دانش‌آموز و ایده‌های فردی.
  • اختصاص زمان برای کاوش و تأمل.

رفتارهای مضر:

  • اصرار بر تنها یک پاسخ درست.
  • جریمه کردن دانش‌آموزان به‌خاطر ایده‌های غیرمعمول.
  • نادیده گرفتن یا رد پیشنهادات خلاقانه.
  • عجله کردن برای انجام وظایف بدون فرصت برای تأمل.
  • وابستگی بیش از حد به دستورالعمل‌های کتاب درسی.

با تغییر سبک تدریس، معلمان می‌توانند فرهنگ کلاس را از پذیرش منفعلانه به جستجوی فعال تبدیل کنند.

۶. نتایج واقعی: چه چیزی از تفکر واگرا به دست می‌آید؟

وقتی دانش‌آموزان به تمرین تفکر واگرا می‌پردازند، چندین مزیت واضح حاصل می‌شود:

  • افزایش اعتماد به نفس در بیان ایده‌ها.
  • مشارکت بیشتر در یادگیری.
  • بهبود حل مسائل در شرایط واقعی.
  • توانایی بهتر برای همکاری و ساختن بر اساس ایده‌های دیگران.
  • ارتباط عاطفی قوی‌تر با یادگیری.

یکی از معلمان شرکت‌کننده بازخورد داده که بعد از استفاده از بازی‌های تفکر واگرا، دانش‌آموزانی که قبلاً ساکت بودند، شروع به صحبت کردند و کسانی که به‌عنوان “ضعیف” در عملکرد تحصیلی شناخته می‌شدند، اغلب خلاق‌ترین تفکرها را داشتند.

۷. آیا بزرگ‌ترها می‌توانند تفکر واگرا را دوباره بیاموزند؟

بله، قطعاً. در حالی که کودکان به‌طور طبیعی تفکر واگرا دارند، بزرگ‌ترها هم می‌توانند با تمرین آگاهانه این مهارت را دوباره بیاموزند. بسیاری از بزرگ‌ترها به‌دلایل ترس از شکست، انتظارات سخت‌گیرانه، یا سال‌ها پیروی از استانداردهای ثابت، خلاقیت خود را سرکوب کرده‌اند.

استراتژی‌های پیشنهادی برای بزرگ‌ترها:

  • نگه‌داشتن یک دفتر ایده‌نگاری
  • تمرین طوفان فکری بدون ارزیابی
  • درگیر شدن در بازی‌های تخیلی (مانند نقاشی یا داستان‌گویی)
  • امتحان کردن دیدگاه‌های جدید: مشکل را به‌جای خود حل کنید.

کلید این است که باز بودن را قبل از ارزیابی و قضاوت تقویت کنید.

نتیجه‌گیری: مهارتی که ارزش پرورش دارد

تفکر واگرا یک مهارت لوکس نیست—بلکه یک مهارت حیاتی است که در هر زمینه‌ای از هنر گرفته تا علم و رهبری کاربرد دارد. این مهارت به افراد این توانایی را می‌دهد که مشکلات را دوباره تصور کرده، محدودیت‌ها را به چالش بکشند و آینده‌های جدیدی را ترسیم کنند.

بهترین قسمت این است که این مهارت قابل آموزش است. با ابزارهای ساده و ذهنیت حمایتی، معلمان و یادگیرندگان می‌توانند لذت تفکر متفاوت را دوباره کشف کنند.

در مقاله بعدی، به نقش تخیل—یکی از مهم‌ترین نیروهای نادیده‌گرفته شده در یادگیری و خلاقیت—می‌پردازیم و نحوه بازگرداندن آن به سیستم‌های آموزشی‌مان را بررسی خواهیم کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا